غزل 27 | از نرگس مست تو مخمورم
از نرگس مست تو مخمورم
هر چند خرابم، معمورم
از لالهٔ روی تو میسوزم
چون شمع، و ز سر تا پا نورم
از مهر تو سینا سینۀ من
از عشق تو چون شَجرِ طورم
عمری بگذشت به مستوری
امروزه به عشق تو مشهورم
تا روز نشور نخواهد رفت
سودای تو از سر پر شورم
با این همه نزدیکی چه کنم
کز ساحت تو بسی دورم
از نیل نوال تو محرومم
وز بزم وصال تو مهجورم
لطفی کن و مفتقر خود را
دریاب که زنده و در گورم
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.