اسیر شهرستانی

غزل 104 | صبح است مست باده دوشینه هوا

صبح است مست باده دوشینه هوا

چاک است از تبسم گل سینه هوا

پر می زند چو باز شکاری قدح ز موج

بال تذرو دیده در آیینه هوا

کبک پیاله دل به شکفتن نمی دهد

گردیده می مصاحب دیرینه هوا

شبنم به روی گل چو مرصع پیاله ای است

از قطره قطره گوهر گنجینه هوا

بشکست شیشه توبه ما تا به باغ اسیر

خالی نشد دل پرش از کینه هوا

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.