غزل 29 | بیوجه مدان جاهلی ما که ز استاد
بیوجه مدان جاهلی ما که ز استاد
از همت عالی نگرفتیم سبق را
جز وصف سر زلف تو در نسخهٔ ما نیست
مسطر مگر از شانه کشیدیم ورق را
دامن بمیان بر زدهٔ از پی قتلم
ای شوخ مگردان دگر از ناز ورق را
اشک از غم افزونی روزی نفشانیم
این سیل مبادا ببرد سد رمق را
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.