فایز

شعر 41 | شب آمد تا شب وصلم دهد یاد

شب آمد تا شب وصلم دهد یاد

دهد خاک وجودم جمله بر باد

یقین می‌سوخت فایز ز آتش دل

نمی‌کردش گر آب دیده امداد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.