فایز

شعر 43 | به دل گفتم مکن اینقدر فریاد

به دل گفتم مکن اینقدر فریاد

که اندر خرمن صبر آتش افتاد

بسوزد هستی فایز، سراپا

گهی کان چشم شهلا آیدم یاد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.