فایز

شعر 48 | دو چشمت چون به چشمانم نگه کرد

دو چشمت چون به چشمانم نگه کرد

لب لعل و رخت روزم سیه کرد

مکن عشوه دگر بر فایز زار

که ابروی کجت جانم تبه کرد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.