فایز

شعر 24 | اسیرم کرده چشم مستت ای دوست

اسیرم کرده چشم مستت ای دوست

قتیلم کرده تیر شستت ای دوست

خوشا فایز رود اندر گدایی

ولی دستش بود در دستت ای دوست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.