فایز

شعر 29 | رخ تو آتش و زلف تو دود است

رخ تو آتش و زلف تو دود است

مرا زین سردمهریها چه سود است؟

چو فایز در بیابان تشنه جان داد

چه حاصل در صفاهان زنده رود است

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.