اسیر شهرستانی

غزل 159 | ناله از دل بی خیال گلعذاری بر نخاست

ناله از دل بی خیال گلعذاری بر نخاست

درگلستان تا گلی ننشست خاری بر نخاست

در محیط عشق سرها رفت بر باد فنا

غیر موج تیغ از این دریا بخاری بر نخاست

جز خیال او که سر زد از کنار خاطرم

یک چمن گل هرگز از آغوش خاری بر نخاست

لاله از تربت فرهاد جز داغم نرست

چون من از خاکستر مجنون شراری بر نخاست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.