فایز

شعر 238 | ذلیل و خوار و زارم کردی آخر

ذلیل و خوار و زارم کردی آخر

پریشان روزگارم کردی آخر

به فایز بستی اول عهد و پیمان

به غربت رهسپارم کردی آخر

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.