فایز

شعر 319 | خیالت آوَرَد بر من شبیخون

خیالت آوَرَد بر من شبیخون

مرا بر خوان احسانت شبی خون

شبیخون زد به فایز لشکر غم

شبی آب آید از چشمم، شبی خون

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.