فایز

شعر 336 | دلم ایکاش بیرون می شد از تن

دلم ایکاش بیرون می شد از تن

دریغا دست بر می داشت از من

کسان دارند فایز دشمن از دور

من مسکین بود در خانه دشمن

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.