فایز

شعر 348 | شدم رسوای عالم بهر جانان

شدم رسوای عالم بهر جانان

ندیدم من زوصلش غیر هجران

بت فایز چو قرص آفتابی

به زیر ابر رفت و گشت پنهان

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.