فایز

شعر 385 | در اول مستم از پیمانه کردی

در اول مستم از پیمانه کردی

چو مرغم آشنا با دانه کردی

گرفتی انس با فایز ولیکن

به خون آشامیم پروا نکردی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.