فایز

شعر 16 | شب عید است و هر کس با عزیزش

شب عید است و هر کس با عزیزش

کند بازی به زلف مشک ریزش

بجز فایز که او یاری ندارد

نشیند با دل خونابه ریزش

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.