فتحعلی‌شاه

غزل 4 | رفتی اگر از مقابل ما

رفتی اگر از مقابل ما

رفتی و نرفتی از دل ما

خرمن خرمن غم دل ما

این است ز عشق، حاصل ما

شد تیره چو روزِ روزه‌داران

بی‌شمع رخ تو محفل ما

بگشایی اگر گره ز زلفت

حل می‌شود از تو مشکل ما

با داغ تو چون رویم جانا

جز لاله نروید از گل ما

در عشق تو سعی ما عبث بود

بی‌حاصلی‌ است حاصل ما

خاقان نه گل است این که خون است

جوشیده هم از گلِ دل ما

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.