غزل 21 | سرو قد تو که نونهال است
سرو قد تو که نونهال است
آرایش گلشن جمال است
خون دل من بخور که چون می
در مذهب عاشقان حلال است
شبرنگ خط تو چون عیان شد
خورشید رخ تو را زوال است
از روی تو چشم بد شود دور
حسن تو به سر حد کمال است
این طرفه مهیست ای عزیزان
خورشید خجل از این جمال است
زنگی بچهای شکرفروش است
یا بر شکرین لب تو خال است
تو در بر و باز حیرتم هست
کاین وصل تو است یا خیال است
غیر از تو به کس نمیدهم دل
دل از تو گرفتنم محال است
ابروی تو دید و گفت خاقان
این ماه تمام را هلال است
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.