فتحعلی‌شاه

غزل 25 | جز ناله و گریه کار من نیست

جز ناله و گریه کار من نیست

زآن روی که یار، یار من نیست

جز جور و ستم به بی‌گناهان

آیین ستم‌شعار من نیست

جز زخمی و جز تپیده در خون

در موکب شهسوار من نیست

جز خار جفا به دل شکستن

رسم بت گلعذار من نیست

با عشق قرار و صبر و آرام

کار دل بی‌قرار من نیست

هر شمع که آن ز پا نسوزد

شمعی‌ست که در مزار من نیست

بنمود دلم فگار و هرگز

در فکر دل فگار من نیست

هر جا شنوی صدا، یقین دان

هر چند به اختیار من نیست

جز گریهٔ های های من نیست

جز نالهٔ زار زار من نیست

جز بوس و کنار یار خاقان

در مذهب عشق کار من نیست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.