فتحعلی‌شاه

غزل 35 | ای گلبنی که بلبل دل پای‌بست توست

ای گلبنی که بلبل دل پای‌بست توست

ای دلبری که جان جهانی به دست توست

ای نخل جویبار امید جهانیان

قدِ بلند ِ سروِ سهی شاخِ پست توست

مشکن دل شکستهٔ ما را برای غیر

مست غرور حسنی و آن هم شکست توست

مستی که مستی از می و میخانه برده است

مستانه می‌رود بنگر چشم مست توست

خاقان که مست بادهٔ شوق تو گشته است

مستی او ز لعل لب می‌‌پرست توست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.