فتحعلی‌شاه

غزل 110 | شبی خوشتر ز صبح عید نوروز

شبی خوشتر ز صبح عید نوروز

که از خوبی شکسته رونق روز

لوای لشکر غم سرنگون شد

سپاه شادمانی گشت پیروز

فروزان از سواد طره شب

مهی چون آفتاب عالم‌افروز

زمین را روزگار افکنده از پا

به غم ای آسمان می‌ساز و می‌سوز

پی نظاره آهو‌نگاهان

جهانی چشم گشته چون تن یوز

چو خاقان خمار غم به سر شد

بده ساقی شراب عشرت‌اندوز

که یا رب تا قیامت دوربادا

ز روی خوب تو چشم بدآموز

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.