غزل 116 | هستی تو به زیر چرخ اطلس
هستی تو به زیر چرخ اطلس
بر خلعت دلبری ملبس
باشد چو گهر نهان بخارا
اندام تو در قبای اطلس
وصف تو چه سان کنم که باشند
در وصف تو کائنات اخرس
تو یار کسان و من شنیده
در عشق تو طعن ناکس و کس
آن جان جهان روان شد از پیش
جان دو جهان فتادش از پس
کی گل به رخت شود مقابل
با گل نکند برابری خس
آسوده ز درد هجر خاقان
در سایه آن نهال نورس
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.