آذر بیگدلی

غزل 190 | وقتی بغمم رسیده باشی

وقتی بغمم رسیده باشی

کز من غم من شنیده باشی

بر ناله ی غیر، نایدت رحم

خاموشی ما چو دیده باشی

بخرام بطرف باغ چو سرو

تا پرده ی گل دریده باشی

می نشنوی از من آنچه گویم

تا حرف کرا شنیده باشی؟!

آوارگیم، عجب ندانی

گر از پی دل دویده باشی!

زارش مکش، از جفا بیندیش

آن را که نیافریده باشی

گردن ننهد تو را چو آذر

آن را که بزر خریده باشی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.