فتحعلی‌شاه

غزل 193 | مرا یاری‌ست یاران زورمندی

مرا یاری‌ست یاران زورمندی

بود زلفش کمند صیدبندی

به درد عشق تو چون دل نهادم

ندارم چاره‌ای جز دردمندی

منم آن کس که باشد تلخ‌کامش

ز نوشین لعل شوخ نوش‌خندی

سرم خاک ره چابک‌سواری

که دارد زیر ران رعنا‌سمندی

از آن رو طالع خاقان بلند است

که دارد دلبر بالابلندی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.