فتحعلی‌شاه

غزل 66 | ای جان به محبت تو دربند

ای جان به محبت تو دربند

ای از تو دل شکسته خرسند

گفتی که شوی تو کشته برخیز

رخت از سر کوی عشق بربند

جان بر قدمت فدا توان کرد

دل از تو ولی نمی‌توان کند

از خط تو روز من سیاه است

بر قبله ابروی تو سوگند

لعل لب تو به کام خاقان

بهتر ز نبات و شکر و قند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.