فتحعلی‌شاه

قطعه 7 | بلبل به نوحه گفت به من دوش در چمن

بلبل به نوحه گفت به من دوش در چمن

گل شد ز گلستان و گلستان خراب شد

هر بلبلی به ماتم گل گریه می‌کند

از سوز نغمه‌اش دل عالم کباب شد

پژمرده گشت برگ درختان چو بخت پیر

آمد زمان پیری و عهد شباب شد

گویا که پور زال ره نیستی گرفت

باز این چمن ز سطوت بهمن خراب شد

خاقان ز بس که بلبل بی‌دل ز غم گریست

نه آسمان به بحر سرشکش حباب شد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.