غزل 66 | آن دست دوستی که در اول نگار داد
آن دست دوستی که در اول نگار داد
با دشمنی به خون دل آخر نگار داد
دیدی که باغبان جفاپیشه عاقبت
بر باد آشیانه چندین هزار داد
می خواست خون ز کشور دارا رود چو جوی
دستی که تیغ کید به جانوسیار داد
با اختیار تام کند طرد و قتل و حبس
ای داد از کسی که به او اختیار داد
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.