اسیر شهرستانی

غزل 354 | عشق اگر سوزد بر آتش حسن او را باک نیست

عشق اگر سوزد بر آتش حسن او را باک نیست

شعله را پروای جان افشانی خاشاک نیست

بی فریب زلف او رام گرفتاری شدیم

صید ما را یک سر مو منت از فتراک نیست

اشک اگر افشای رازت کرد از مژگان مبین

می اگر صد فتنه انگیزد گناه تاک نیست

ای که با وصل تو خاکستر نشین هم محرم است

دامن آیینه از گرد تعلق پاک نیست

بس که از عشق تو می سوزد درونم شاه هجر

نیست یک آهم که برق خرمن افلاک نیست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.