اسیر شهرستانی

غزل 365 | عاشق آن روز که جا در خم آن دام نداشت

عاشق آن روز که جا در خم آن دام نداشت

کلفت دایمی الفت هر خام نداشت

باده را شیشه کم ظرف ز جوش افکنده

در گلستان خم از عربده آرام نداشت

دل ما آینه راز دو عالم شده است

می توان گفت که جمشید هم این جام نداشت

سبزه از لاله صد رنگ برون آورده

با دعا گوی چو من این همه دشنام نداشت

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.