فصیحی هروی

غزل 5 | چو آفتاب کند تاب شرم ماه ترا

چو آفتاب کند تاب شرم ماه ترا

به موج فتنه درآرد خط سیاه ترا

به چشم زخم بگریند کشتگان که مباد

ز دیده اشک برد لذت نگاه ترا

چه گلشنی تو که مشاطگان کشور حسن

به نو‌بهار بروبند خوابگاه ترا

تو مست جور و من از رشک غرق خون که مباد

به نام خویش نویسد ملک گناه ترا

ز باغ شعله فصیحی گل مراد بچین

که نوبهار فکند از نظر گیاه ترا

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.