فصیحی هروی

غزل 49 | آن سرو خرامان که گذشت از چمن کیست

آن سرو خرامان که گذشت از چمن کیست

و آن شمع برافروخته از انجمن کیست

شمعی که چراغ دل ما روشن ازو شد

روشن شود ای کاش که در انجمن کیست

جان یافتم از بوی تو ای باد سحرگاه

این بوی خوش از طره عنبرشکن کیست

بویی که منور شد ازو دیده یعقوب

بو برده‌ام امروز که در پیرهن کیست

آن مرغ که رم کرد ز من رام که گردید

و آن روح که رفت از تن من در بدن کیست

شبها دو لب من بهم از ناله نیاید

تا او همه شب خفته دهن بر دهن کیست

در نظم فصیحی رقم نام چه حاجت

پیدا بود از حسن ادا کاین سخن کیست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.