فصیحی هروی

قطعه 19 | هزار حیف که شیخ زمان حبیب‌الله

هزار حیف که شیخ زمان حبیب‌الله

همان که بود ز روحانیان قدس مرید

همان سحاب که گر هیچ فیض بخش شدی

درین چمن گل خورشید می‌دمید از بید

همان بهار که بی رشح فیض تربیتش

گیاه توفیق از هیچ گلشنی ندمید

کشید رخت ز باغ فنا به خلد بقا

ز ساقیان ازل جام ارجعی نوشید

هر آن وظیفه که بودش ز مبدا فیاض

به گوهر خلف خویشتن شرف بخشید

به گاه نزعش روح‌القدس به بالین رفت

به گریه گفتش کای تشنه تو عرش مجید

که جانشین و چه تاریخ سال رحلت تست

بقای عمر شرف باد گفت و جان بخشید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.