فصیحی هروی

شعر 24 | هر نگه کز موجه خون جگر بیرون فتاد

هر نگه کز موجه خون جگر بیرون فتاد

بی‌جمال دوست سوی چشم گریان بازگشت

نوبهاران از در این باغ و بستان بازگشت

خنده نومید از لب گلهای خندان بازگشت

وای بر یعقوب ما کز بعد چندین انتظار

کاروان مصر از نزدیک کنعان بازگشت

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.