فضولی

غزل 205 | ای جمالت ز گل گلشن جان رعناتر

ای جمالت ز گل گلشن جان رعناتر

هر چه رعناتر ازان نیست ازان رعناتر

سرو دیدیم بسی در چمن حسن ولی

نیست سروی ز تو ای سرو روان رعناتر

در گلستان لطافت نشکفته‌ست گلی

ز تو ای سرو قد غنچه دهان رعناتر

ز جهان مهر جمال تو گزیدم چه کنم

تویی از جمله خوبان جهان رعناتر

همه سرو قدان باد فدای قد تو

که تویی از همه سرو قدان رعناتر

نیست پاکیزه تر از خاک درت باغ جنان

نیست حوری ز تو در باغ جنان رعناتر

جای بر چشم ازانست فضولی مژه را

که شد از خون دلم در غم آن رعناتر

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.