فیاض لاهیجی

غزل 100 | گلِ بی‌رنگِ عشق چیدة ماست

گلِ بی‌رنگِ عشق چیدة ماست

ساغر زهر غم کشیدة ماست

رخش امّید تا به کی تازیم

وحشی مدّعا رمیدة ماست

خاطرش از طرب مرنجانید

ای دل و دیده، غم رسیدة ماست

آنچه ز اسباب عشق مانده به ما

آرزوی به خون تپیدة ماست

در ره عشق هر کجا بینی

نقش پای سر بریدة ماست

داده از خاک پای یار نشان

منّت توتیا به دیدة ماست

زیب تابوت ما شود فیّاض

هر گل حسرتی که چیدة ماست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.