فیاض لاهیجی

غزل 494 | چون شوقم از اضطراب محظوظ

چون شوقم از اضطراب محظوظ

چون عشق ز پیچ و تاب محظوظ

ناگشته کتان نمی‌توان شد

از صحبت ماهتاب محظوظ

در دیدة ما نگیرد آرام

تا چشم تو شد ز خواب محظوظ

بیرون نروی ز خاطر من

چون گنجی ازین خراب محظوظ

تا نام تو زیب هر کتابست

هستیم ز انتخاب محظوظ

گر حرف محبّتی نباشد

نتوان شدن از کتاب محظوظ

فیّاض ز میرزا سعیدم

چون تشنه جگر ز آب محظوظ

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.