فیاض لاهیجی

غزل 558 | زخمی به دو صد جان به کف از ناز تو دیدم

زخمی به دو صد جان به کف از ناز تو دیدم

دیدم که بس ارزنده متاعست خریدم

ترسیدم از آلودگی دامن پاکت

در پیش تو ز آن بود که در خون نتپیدم

پرواز گلستان نتوان بی‌مدد ضعف

تا پر نشکستم به مرادی نرسیدم

تا کعبة مقصد قدمی بیش نبودست

میدان ازل تا به ابد هرزه دویدم

رفتم ز در خانقه و مدرسه فیّاض

تا تنگ در آغوش خرابات خزیدم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.