غزل 732 | گر گمان وصل آن نامهربان می داشتم
گر گمان وصل آن نامهربان می داشتم
می سپردم جان و صد منت به جان می داشتم
اینقدر تأثیر می بوده است عشق پاک را
کافرم گر لطف او برخود گمان می داشتم
گر ز حیرت مهر خاموشی نبودی بر لبم
می زدم آتش به عالم تا زبان می داشتم
ز آستانش پاک می گردد غبار غم اسیر
گر در آن کو اختیار پاسبان می داشتم
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.