اسیر شهرستانی

غزل 746 | دلی زخم انتخاب خنده گل در چمن دارم

دلی زخم انتخاب خنده گل در چمن دارم

پریشانی ندارد خاطر جمعی که من دارم

عدم را خنده می‌آید به شوخی‌های تدبیرم

ز هر تحریک مژگان تو چاکی در کفن دارم

لبم با ناله می جوشد دلم با شعله می رقصد

نمی دانم چه می گویم چه حال است اینکه من دارم

به برگ گل نویسم بعد از این مکتوب خاموشی

دلم بر باد حیرت رفته با او یک سخن دارم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.