غزل 100 | بسی شدم به بلاد و جبال و کوچه و باغ
بسی شدم به بلاد و جبال و کوچه و باغ
به کوی مهدی هادی کسی نداد سراغ
چه حکمتست که محرومم از جمال امام
مگر ز معصیت آید مرا به دل این داغ
مرا شب است ز هجران او سراسر عمر
ولیک هست به دست دلم ز شوق چراغ
کجاست پیک صبا تا به کوی حضرت او
تحیتی ز من خسته دل کند ابلاغ
بگویدش که چنین است حال فیض از هجر
تو رحم کن نبود بر رسول غیر بلاغ
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.