فیض کاشانی

غزل 100 | بسی شدم به بلاد و جبال و کوچه و باغ

بسی شدم به بلاد و جبال و کوچه و باغ

به کوی مهدی هادی کسی نداد سراغ

چه حکمتست که محرومم از جمال امام

مگر ز معصیت آید مرا به دل این داغ

مرا شب است ز هجران او سراسر عمر

ولیک هست به دست دلم ز شوق چراغ

کجاست پیک صبا تا به کوی حضرت او

تحیتی ز من خسته دل کند ابلاغ

بگویدش که چنین است حال فیض از هجر

تو رحم کن نبود بر رسول غیر بلاغ

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.