غزل 136 | وصال او ز عمر جاودان به
وصال او ز عمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده که آن به
مگو سرّ وجودش با مخالف
که راز دوست از دشمن نهان به
به خلدم زاهدا دعوت مفرما
که شوق صاحب الامرم از آن به
دلا دائم به فکر و ذکر او باش
به حکم آن که طاعت جاودان به
ز هر حرفی که گویی فیض جایی
حدیث صاحب عصر و زمان به
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.