فیض کاشانی

غزل 136 | وصال او ز عمر جاودان به

وصال او ز عمر جاودان به

خداوندا مرا آن ده که آن به‏

مگو سرّ وجودش با مخالف

که راز دوست از دشمن نهان به

به خلدم زاهدا دعوت مفرما

که شوق صاحب الامرم از آن به

دلا دائم به فکر و ذکر او باش

به حکم آن که طاعت جاودان به

ز هر حرفی که گویی فیض جایی

حدیث صاحب عصر و زمان به‏

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.