غزل 829 | سرو رعنا غبار جلوه او
سرو رعنا غبار جلوه او
گل خودرو شکار جلوه او
خرمن اشک و خوشه آه است
حاصل انتظار جلوه او
دل طاقت رمیده می رقصد
چون شرر در غبار جلوه او
چون زنم لاف حسرت جاوید
گر کنم جان نثار جلوه او
گر نبودی اسیر جسم تو خاک
چون گذشتی مدار جلوه او
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.