اسیر شهرستانی

غزل 58 | به یاد روی تو از تاب ناله ام گل سوخت

به یاد روی تو از تاب ناله ام گل سوخت

چه داغها که چمن ز آشیان بلبل سوخت

به قحط سال نگاه تو حاصل عمرم

چو دانه شرر از آتش تغافل سوخت

زمن رسید به جایی رواج ناله که باغ

سپند غنچه پی چشم زخم بلبل سوخت

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.