قاسم انوار

غزل 375 | قصه ای نو رسید از اسرار:

قصه ای نو رسید از اسرار:

«لیس فی الدار غیرکم دیار»

عقل در مدعای دارا گیر

عشق بر مقتضای دار و مدار

بسط بحر حیات باسط بود

که گشادند مشرکان زنار

دار را چون بدید گفت حسین:

«لیس فی الدار غیره دیار»

چند از افسانهای نو و کهن؟

پیش ما این سخن میار و می آر

نیست ممکن وجود کافر و کفر

بی تجلی قاهر و قهار

بی تجلی جلوه های علیم

دل و جان نیست واقف اسرار

بی بلا راه عشق ممکن نیست

گنج با ماردان و گل با خار

قاسمی، سر مگو بنا اهلان

که ندارند تاب این گفتار

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.