قاسم انوار

غزل 481 | چه گویم؟ ای مسلمانان، چه گویم؟

چه گویم؟ ای مسلمانان، چه گویم؟

در این میدان که سرگردان چو گویم

روان محزون و دل مجروح و تن زار

چو مویم اندرین ره، چون نمویم؟

زجوی تن ببحر جان رسیدم

بحمدالله کنون بحرم، نه جویم

مراد جانم از عالم تو بودی

ترا چون یافتم، دیگر چه جویم؟

بحمدالله که ناصح را خبر نیست

که من حیران آن رو از چه رویم؟

جهانی غرق درد درد گردد

اگر سنگی نیاید بر سبویم

برو، واعظ، مکن فریاد و مستی

تو مست خویشتن، من مست اویم

چو قاسم در بقای حق فنا شد

سخن کوتاه شد، دیگر چه گویم؟

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.