قاسم انوار

غزل 563 | تو محیطی و دیگران همه جو

تو محیطی و دیگران همه جو

همه را روبتست، از همه رو

تا سر مویی از تو برجایست

نبری ره بدوست، یکسر مو

با همه همدمی و هم نفسی

همه جویان که : دوست کو، کو، کو؟

جمله در جمله است فی الجمله

همه را گر بجویی، از همه جو

نیل مقصود در فنا آمد

سر بنه، جان بنه، بهانه مجو

گر تو غواص بحر تحقیقی

در بدریا طلب،مجو از جو

گر تو بیمار عشق جانانی

قاسمی، « لاطبیب الا هو »

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.