قدسی مشهدی

غزل 42 | بود ز روی تو روشن به صد دلیل مرا

بود ز روی تو روشن به صد دلیل مرا

که روز هجر تو باشد شب رحیل مرا

ز ناوکت به دلم زخم دیگران به شد

پر خدنگ تو شد بال جبرئیل مرا

دلیل سوختنم روشن است بی دعوی

چو شمع کی رگ گردن بود دلیل مرا؟

خوش است هرچه به لعل تو نسبتی دارد

لب تو ساخته محتاج سلسبیل مرا

خلاف طبع ز معشوق هم خلد در طبع

ز مهر شعله فسرد آتش خلیل مرا

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.