قدسی مشهدی

غزل 44 | دارد نشان ز طینت مجنون، سرشت ما

دارد نشان ز طینت مجنون، سرشت ما

از روی هم نوشته قضا، سرنوشت ما

چون دانه دل به خوشه و خرمن نبسته‌ایم

محتاج آبیاری برق است کشت ما

انصاف بین که سوی تو رضوان چو دید، گفت

چون عارضت گلی نبود در بهشت ما

تا از فروغ روی تو بتخانه درگرفت

آتش به کعبه تحفه برند از کشت ما

بنیاد دیر، بر لب دریای رحمت است

از سنگ کعبه فرق بود تا به خشت ما

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.