قدسی مشهدی

غزل 143 | خواهد دل من شربت دیدار و دگر هیچ

خواهد دل من شربت دیدار و دگر هیچ

این است علاج دل بیمار و دگر هیچ

هرچند که در کلبه ما دیده گشایی

عشق است رقم بر در و دیوار و دگر هیچ

هرچند ملک نامه اعمال مرا دید

نام تو رقم دید به طومار و دگر هیچ

گر زیر کهن دلق مرا خلق بجویند

یابند همین رشته زنار و دگر هیچ

جز زمزمه عشق نداند دل قدسی

موجود شد از بهر همین کار و دگر هیچ

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.