قدسی مشهدی

غزل 262 | کشد صد طعنه از دشمن چو با من همنشین باشد

کشد صد طعنه از دشمن چو با من همنشین باشد

بنازم دوستی را کز وفاداری چنین باشد

به دل چون داغ روغن دم‌به‌دم پس می‌رود داغم

چه سازم، کوکب بخت مرا بالیدن این باشد

سیه دل دود از آن باشد که در سر نخوتی دارد

بود روشندل اخگر زانکه خاکسترنشین باشد

به گل ای مرغ گلشن، راز دل آهسته‌تر می‌گو

مبادا در پس دیوار، گوشی درکمین باشد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.