غزل 280 | آسیب واعظان به ایاغم نمیرسد
آسیب واعظان به ایاغم نمیرسد
از باد، آفتی به چراغم نمیرسد
از بس که باز میکنم از کار دل گره
ناخن به تازهکردن داغم نمیرسد
گلشن پر از گل است، ولیکن ز هیچ گل
بوی محبتی به دماغم نمیرسد
عشق است نخل میوه باغ دلم، ازان
دست کسی به میوه باغم نمیرسد
قدسی ز خیل گمشدگان محبتم
از جستجو کسی به سراغم نمیرسد
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.